Logo

titrate

Spider Icon
/ ˈtī-ˌtrāt /
verb (T,I)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اَفزامودن
\ afza.mu.d.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
اَفزاماییدن
\ afzâ.mây.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • شیمی‌دان اسید را با هیدروکسید سدیم اَفزامود (تیتراسیون کرد.)
  • نمونه تا رسیدن به نقطهٔ پایانی افزاموده شد. (تیتراسیون شد.)
  • دانشجویان آموختند که چگونه یک محلول ناشناخته را بِیَفزامایند (تیتراسیون کنند.)
۴.

دیدگاه‌ها