جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاکها
ستاک گذشته
اَفزامایید
ستاک حال
اَفزامای
ستاک وصفی
اَفزاماییده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
اَفزامایَم
اَفزاماییم
اَفزامایی
اَفزامایید
اَفزامایَد
اَفزامایَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می اَفزامایَم
می اَفزاماییم
می اَفزامایی
می اَفزامایید
می اَفزامایَد
می اَفزامایَند
گذشتهٔ ساده ( ماضیِ ساده )
اَفزاماییدم
اَفزاماییدیم
اَفزاماییدی
اَفزاماییدید
اَفزامایید
اَفزاماییدند
گذشتهٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می اَفزاماییدم
می اَفزاماییدیم
می اَفزاماییدی
می اَفزاماییدید
می اَفزامایید
می اَفزاماییدند
گذشتهٔ اکنونرَس ( ماضیِ نقلی )
اَفزاماییدهام
اَفزاماییدهایم
اَفزاماییدهای
اَفزاماییدهاید
اَفزاماییدهاست
اَفزاماییدهاند
گذشتهٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می اَفزاماییدهام
می اَفزاماییدهایم
می اَفزاماییدهای
می اَفزاماییدهاید
می اَفزاماییدهاست
می اَفزاماییدهاند
گذشتهٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
اَفزاماییده بودم
اَفزاماییده بودیم
اَفزاماییده بودی
اَفزاماییده بودید
اَفزاماییده بود
اَفزاماییده بودند
گذشتهٔ اکنونرَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
اَفزاماییده بودهام
اَفزاماییده بودهایم
اَفزاماییده بودهای
اَفزاماییده بودهاید
اَفزاماییده بودهاست
اَفزاماییده بودهاند
حالِ پیشرو ( حالِ پیشرونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می اَفزامایَم
داریم می اَفزاماییم
داری می اَفزامایی
دارید می اَفزامایید
دارد می اَفزامایَد
دارند می اَفزامایَند
گذشتهٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیشرونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می اَفزاماییدم
داشتیم می اَفزاماییدیم
داشتی می اَفزاماییدی
داشتید می اَفزاماییدید
داشت می اَفزامایید
داشتند می اَفزاماییدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
بیَفزامایم
بیَفزاماییم
بیَفزامایی
بیَفزامایید
بیَفزاماید
بیَفزامایند
گذشتهٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
اَفزاماییده باشم
اَفزاماییده باشیم
اَفزاماییده باشی
اَفزاماییده باشید
اَفزاماییده باشد
اَفزاماییده باشند
آیندهٔ ساده ( مستقبل )
خواهم اَفزامایید
خواهیم اَفزامایید
خواهی اَفزامایید
خواهید اَفزامایید
خواهد اَفزامایید
خواهند اَفزامایید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )