backhaul
به همرسانی
/ ˈbak-¦hȯl /
verb (T,I)
انتقال دادن از شبکهٔ اصلی به مسیرهای کوچکتر (رایانه)؛
بارِ برگشتی حمل کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
واکاشیدن
\ vâ.kâš.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
وا
+
کاشید
+
ــَـن
بروید به: haul .
نکته
صرف فعل
واکاش کردن
\ vâ.kâš.kard.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
وا
+
کاش
+
کردن
بروید به: haul .
نکته
صرف فعل
واکِش کردن
\ vâ.keš.kard.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
وا
+
کِش
+
کردن
بروید به: haul .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
آنها یک ارتباط ماهوارهای کرایه کردند تا ترافیکِ موبایلها را واکاشَند.
کامیون محصولات مزارع را واکاش میکرد (در مسیرِ برگشت حمل میکرد.)
۳.
ثبت مثال
backhaul
/ ˈbak-¦hȯl /
noun
بار یا وسیلهٔ نقلیه در مسیرِ برگشت
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
واکاش
\ vâ.kâš \
اسم
ساختواژه
وا
+
کاش
بروید به: haul .
نکته
واکِش
\ vâ.keš \
اسم
ساختواژه
وا
+
کِش
بروید به: haul .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
کامیون در مسیر رفت مبلمان برد و در واکاش (حمل در مسیرِ برگشت) سبزیجات حمل کرد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه