Logo

صرف فعل واکاش کردن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
واکاش کرد
ستاک حال
واکاش کن
ستاک وصفی
واکاش کرده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
واکاش کنَم
واکاش کنیم
واکاش کنی
واکاش کنید
واکاش کنَد
واکاش کنَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
واکاش می کنَم
واکاش می کنیم
واکاش می کنی
واکاش می کنید
واکاش می کنَد
واکاش می کنَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
واکاش کردم
واکاش کردیم
واکاش کردی
واکاش کردید
واکاش کرد
واکاش کردند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
واکاش می کردم
واکاش می کردیم
واکاش می کردی
واکاش می کردید
واکاش می کرد
واکاش می کردند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
واکاش کرده‌ام
واکاش کرده‌ایم
واکاش کرده‌ای
واکاش کرده‌اید
واکاش کرده‌است
واکاش کرده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
واکاش می کرده‌ام
واکاش می کرده‌ایم
واکاش می کرده‌ای
واکاش می کرده‌اید
واکاش می کرده‌است
واکاش می کرده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
واکاش کرده بودم
واکاش کرده بودیم
واکاش کرده بودی
واکاش کرده بودید
واکاش کرده بود
واکاش کرده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
واکاش کرده بوده‌ام
واکاش کرده بوده‌ایم
واکاش کرده بوده‌ای
واکاش کرده بوده‌اید
واکاش کرده بوده‌است
واکاش کرده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم واکاش می کنَم
داریم واکاش می کنیم
داری واکاش می کنی
دارید واکاش می کنید
دارد واکاش می کنَد
دارند واکاش می کنَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم واکاش می کردم
داشتیم واکاش می کردیم
داشتی واکاش می کردی
داشتید واکاش می کردید
داشت واکاش می کرد
داشتند واکاش می کردند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
واکاش ‌بکنم
واکاش ‌بکنیم
واکاش ‌بکنی
واکاش ‌بکنید
واکاش ‌بکند
واکاش ‌بکنند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
واکاش کرده باشم
واکاش کرده باشیم
واکاش کرده باشی
واکاش کرده باشید
واکاش کرده باشد
واکاش کرده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
واکاش خواهم کرد
واکاش خواهیم کرد
واکاش خواهی کرد
واکاش خواهید کرد
واکاش خواهد کرد
واکاش خواهند کرد
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
واکاش بکن
واکاش بکنید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
واکاش نکن
واکاش نکنید