Logo

shape

Spider Icon
/ ˈshāp /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

تَشال
\ taš.âl \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • این آجرها هر یک تَشالی (شکلی) متفاوت دارند و کنارِ هم چیده نمی‌شوند.
  • گِلِ رُس می‌تواند تقریباً به هر تَشالی (شکلی) درآید.
  • این زیرپوش را آنقدر شسته‌اند که تَشالِ (شکلِ) اولیهٔ خود را از دست داده است.
  • بچه‌ها با چسباندنِ تَشال‌های (شکل‌های) رنگی بر روی کاغذ طرح‌هایی زیبا می‌ساختند.
۵.

shape

/ ˈshāp /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

تَشالیدن
\ taŝ.âl.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • اول خمیر را درست می‌کنی، و سپس آن را به دو چانهٔ جداگانه می‌تَشالی (شکل می‌دهی، فرم می‌دهی، تبدیل می‌کنی.)
  • انسان‌های نخستین ابزارهای خود را از سنگ‌ها می‌تَشالیدند (با شکل‌ دادن به آن‌ها درست می‌کردند.)
۳.

shape

/ ˈshāp /
verb (I)

SHAPE

/ ˈshāp /
acronym

دیدگاه‌ها