جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاکها
ستاک گذشته
تَشالید
ستاک حال
تَشال
ستاک وصفی
تَشالیده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
تَشالَم
تَشالیم
تَشالی
تَشالید
تَشالَد
تَشالَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می تَشالَم
می تَشالیم
می تَشالی
می تَشالید
می تَشالَد
می تَشالَند
گذشتهٔ ساده ( ماضیِ ساده )
تَشالیدم
تَشالیدیم
تَشالیدی
تَشالیدید
تَشالید
تَشالیدند
گذشتهٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می تَشالیدم
می تَشالیدیم
می تَشالیدی
می تَشالیدید
می تَشالید
می تَشالیدند
گذشتهٔ اکنونرَس ( ماضیِ نقلی )
تَشالیدهام
تَشالیدهایم
تَشالیدهای
تَشالیدهاید
تَشالیدهاست
تَشالیدهاند
گذشتهٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می تَشالیدهام
می تَشالیدهایم
می تَشالیدهای
می تَشالیدهاید
می تَشالیدهاست
می تَشالیدهاند
گذشتهٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
تَشالیده بودم
تَشالیده بودیم
تَشالیده بودی
تَشالیده بودید
تَشالیده بود
تَشالیده بودند
گذشتهٔ اکنونرَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
تَشالیده بودهام
تَشالیده بودهایم
تَشالیده بودهای
تَشالیده بودهاید
تَشالیده بودهاست
تَشالیده بودهاند
حالِ پیشرو ( حالِ پیشرونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می تَشالَم
داریم می تَشالیم
داری می تَشالی
دارید می تَشالید
دارد می تَشالَد
دارند می تَشالَند
گذشتهٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیشرونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می تَشالیدم
داشتیم می تَشالیدیم
داشتی می تَشالیدی
داشتید می تَشالیدید
داشت می تَشالید
داشتند می تَشالیدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
بتَشالم
بتَشالیم
بتَشالی
بتَشالید
بتَشالد
بتَشالند
گذشتهٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
تَشالیده باشم
تَشالیده باشیم
تَشالیده باشی
تَشالیده باشید
تَشالیده باشد
تَشالیده باشند
آیندهٔ ساده ( مستقبل )
خواهم تَشالید
خواهیم تَشالید
خواهی تَشالید
خواهید تَشالید
خواهد تَشالید
خواهند تَشالید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )