سببِ آتش گرفتن و شعلهور شدنِ چیزی شدن؛
آتش زدن، مشتعل کردن، محترق ساختن، روشن کردن، گیراندن
زُ (پیشوند، بهمعنای «بیرون، از» + گار (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -kar بهمعنای «سوختن، آتش گرفتن») + ــیدن (نشانهٔ مصدر)