Logo

صرف فعل زُگاردن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
زُگارد
ستاک حال
زُگار
ستاک وصفی
زُگارده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
زُگارَم
زُگاریم
زُگاری
زُگارید
زُگارَد
زُگارَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می زُگارَم
می زُگاریم
می زُگاری
می زُگارید
می زُگارَد
می زُگارَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
زُگاردم
زُگاردیم
زُگاردی
زُگاردید
زُگارد
زُگاردند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می زُگاردم
می زُگاردیم
می زُگاردی
می زُگاردید
می زُگارد
می زُگاردند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
زُگارده‌ام
زُگارده‌ایم
زُگارده‌ای
زُگارده‌اید
زُگارده‌است
زُگارده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می زُگارده‌ام
می زُگارده‌ایم
می زُگارده‌ای
می زُگارده‌اید
می زُگارده‌است
می زُگارده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
زُگارده بودم
زُگارده بودیم
زُگارده بودی
زُگارده بودید
زُگارده بود
زُگارده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
زُگارده بوده‌ام
زُگارده بوده‌ایم
زُگارده بوده‌ای
زُگارده بوده‌اید
زُگارده بوده‌است
زُگارده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می زُگارَم
داریم می زُگاریم
داری می زُگاری
دارید می زُگارید
دارد می زُگارَد
دارند می زُگارَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می زُگاردم
داشتیم می زُگاردیم
داشتی می زُگاردی
داشتید می زُگاردید
داشت می زُگارد
داشتند می زُگاردند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بزُگارم
‌بزُگاریم
‌بزُگاری
‌بزُگارید
‌بزُگارد
‌بزُگارند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
زُگارده باشم
زُگارده باشیم
زُگارده باشی
زُگارده باشید
زُگارده باشد
زُگارده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم زُگارد
خواهیم زُگارد
خواهی زُگارد
خواهید زُگارد
خواهد زُگارد
خواهند زُگارد
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بزُگار
بزُگارید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نزُگار
نزُگارید