وارد کردنِ فشار بر روی آب، گاز، روغن و ... برای بهجریان انداختنِ آنها؛
تلمبه کردن، پمپاژ کردن؛
زدن (بنزین)؛ فشردن، بالا و پایین بردن (در برخوردهای دوستانه)(دست)؛ حرف از زیرِ زبانِ ... کشیدن؛ شستشو دادن (معده)؛ تیراندازی کردن به، شلیک کردن به طرفِ (محاوره)؛ گلولهباران کردن؛ پر کردن از
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَپراندن
\ ap.rân.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
اَپ (ستاکِ برگرفته از ریشهٔ اوستاییِ -ap بهمعنای «آب») + ران (ستاکِ حال از فعلِ «راندن») + ــدن (نشانهٔ مصدر)