Logo

صرف فعل اَپراندن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
اَپراند
ستاک حال
اَپران
ستاک وصفی
اَپرانده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
اَپرانَم
اَپرانیم
اَپرانی
اَپرانید
اَپرانَد
اَپرانَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می اَپرانَم
می اَپرانیم
می اَپرانی
می اَپرانید
می اَپرانَد
می اَپرانَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
اَپراندم
اَپراندیم
اَپراندی
اَپراندید
اَپراند
اَپراندند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می اَپراندم
می اَپراندیم
می اَپراندی
می اَپراندید
می اَپراند
می اَپراندند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
اَپرانده‌ام
اَپرانده‌ایم
اَپرانده‌ای
اَپرانده‌اید
اَپرانده‌است
اَپرانده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می اَپرانده‌ام
می اَپرانده‌ایم
می اَپرانده‌ای
می اَپرانده‌اید
می اَپرانده‌است
می اَپرانده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
اَپرانده بودم
اَپرانده بودیم
اَپرانده بودی
اَپرانده بودید
اَپرانده بود
اَپرانده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
اَپرانده بوده‌ام
اَپرانده بوده‌ایم
اَپرانده بوده‌ای
اَپرانده بوده‌اید
اَپرانده بوده‌است
اَپرانده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می اَپرانَم
داریم می اَپرانیم
داری می اَپرانی
دارید می اَپرانید
دارد می اَپرانَد
دارند می اَپرانَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می اَپراندم
داشتیم می اَپراندیم
داشتی می اَپراندی
داشتید می اَپراندید
داشت می اَپراند
داشتند می اَپراندند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بیَپرانم
‌بیَپرانیم
‌بیَپرانی
‌بیَپرانید
‌بیَپراند
‌بیَپرانند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
اَپرانده باشم
اَپرانده باشیم
اَپرانده باشی
اَپرانده باشید
اَپرانده باشد
اَپرانده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم اَپراند
خواهیم اَپراند
خواهی اَپراند
خواهید اَپراند
خواهد اَپراند
خواهند اَپراند
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بیَپران
بیَپرانید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نیَپران
نیَپرانید