یک اَپرانِ (پمپِ) تازه برای انتقال نفت در خطِ لولهٔ آبادان به بندرعباس نصب شد.
روغنی را که درونِ مخزن بود با یک اَپران به تانکرها برگرداندند.
یک آبزیدانِ زیبا گذاشته بودند کنارِ پنجره، با چند ماهی و بچهلاکپشت و گیاهانِ آبی، و یک اَپرانِ شیشهای که هوا را به پایینترین نقطهٔ آبزیدان میرساند.
pump
/ ˈpəmp /
verb (T)
وارد کردنِ فشار بر روی آب، گاز، روغن و ... برای بهجریان انداختنِ آنها؛
تلمبه کردن، پمپاژ کردن؛
زدن (بنزین)؛ فشردن، بالا و پایین بردن (در برخوردهای دوستانه)(دست)؛ حرف از زیرِ زبانِ ... کشیدن؛ شستشو دادن (معده)؛ تیراندازی کردن به، شلیک کردن به طرفِ (محاوره)؛ گلولهباران کردن؛ پر کردن از
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَپراندن
\ ap.rân.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
اَپ (ستاکِ برگرفته از ریشهٔ اوستاییِ -ap بهمعنای «آب») + ران (ستاکِ حال از فعلِ «راندن») + ــدن (نشانهٔ مصدر)