Logo

pump

Spider Icon
/ ˈpəmp /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اَپران
\ ap.rân \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • یک اَپرانِ (پمپِ) تازه برای انتقال نفت در خطِ لولهٔ آبادان به بندرعباس نصب شد.
  • روغنی را که درونِ مخزن بود با یک اَپران به تانکرها برگرداندند.
  • یک آبزیدانِ زیبا گذاشته‌ بودند کنارِ پنجره، با چند ماهی و بچه‌لاک‌پشت و گیاهانِ آبی، و یک اَپرانِ شیشه‌ای که هوا را به پایین‌ترین نقطهٔ آبزیدان می‌رساند.
۴.

pump

/ ˈpəmp /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اَپراندن
\ ap.rân.d.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • قلب خون را با نیروی ماهیچه‌ایِ خود و از راهِ سرخ‌رگ‌ها به همه‌جای بدن می‌اَپرانَد ( پمپ می‌کند.)
  • ما روزانه پانصد هزار بشکه نفت به درونِ کشتی‌ها می‌اَپراندیم (پمپ می‌کردیم.)
۳.

pump

/ ˈpəmp /
verb (I)

pump

/ ˈpəmp /
noun

دیدگاه‌ها