شکست خوردن، موفق نشدن، ناکام ماندن (داوطلب)؛
ردّ شدن، مردود شدن، رفوزه شدن (محصّل)؛
شکست خوردن و نقش برآب شدنِ نقشه؛
به جایی نرسیدن یا با شکست مواجه شدنِ کوشش؛
کارگر نیفتادن و مؤثر واقع نشدنِ معالجه؛
به شکست انجامیدن، عقیم ماندن، بینتیجه ماندن (مذاکرات)؛
شکست خوردن و موردِ استقبال قرار نگرفتنِ نمایش و بازی؛
ضعیف شدن و تحلیل رفتنِ بینایی، شنوایی، شخص و غیره؛
از دست رفتن، لطمه دیدن، رو به نقصان نهادن (سلامتی)؛
کم شدن و کاهش یافتنِ نور و صدا؛
تمام شدن، ته کشیدن، به پایان رسیدن، فروکش کردن (قدرت، ذخیره و غیره)؛
قطع شدنِ برق، گاز و آب؛
خطا رفتنِ تیر؛
از کار افتان، خراب شدن، خوابیدن (موتور و غیره)؛
به ثمر نرسیدن و عمل نیامدنِ زراعت؛
ورشکست شدنِ بانک و شرکت؛
درماندن، عاجز ماندن، واماندن