Logo

صرف فعل اِسکریدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
اِسکرید
ستاک حال
اِسکر
ستاک وصفی
اِسکریده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
اِسکرَم
اِسکریم
اِسکری
اِسکرید
اِسکرَد
اِسکرَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می اِسکرَم
می اِسکریم
می اِسکری
می اِسکرید
می اِسکرَد
می اِسکرَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
اِسکریدم
اِسکریدیم
اِسکریدی
اِسکریدید
اِسکرید
اِسکریدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می اِسکریدم
می اِسکریدیم
می اِسکریدی
می اِسکریدید
می اِسکرید
می اِسکریدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
اِسکریده‌ام
اِسکریده‌ایم
اِسکریده‌ای
اِسکریده‌اید
اِسکریده‌است
اِسکریده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می اِسکریده‌ام
می اِسکریده‌ایم
می اِسکریده‌ای
می اِسکریده‌اید
می اِسکریده‌است
می اِسکریده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
اِسکریده بودم
اِسکریده بودیم
اِسکریده بودی
اِسکریده بودید
اِسکریده بود
اِسکریده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
اِسکریده بوده‌ام
اِسکریده بوده‌ایم
اِسکریده بوده‌ای
اِسکریده بوده‌اید
اِسکریده بوده‌است
اِسکریده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می اِسکرَم
داریم می اِسکریم
داری می اِسکری
دارید می اِسکرید
دارد می اِسکرَد
دارند می اِسکرَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می اِسکریدم
داشتیم می اِسکریدیم
داشتی می اِسکریدی
داشتید می اِسکریدید
داشت می اِسکرید
داشتند می اِسکریدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بیِسکرم
‌بیِسکریم
‌بیِسکری
‌بیِسکرید
‌بیِسکرد
‌بیِسکرند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
اِسکریده باشم
اِسکریده باشیم
اِسکریده باشی
اِسکریده باشید
اِسکریده باشد
اِسکریده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم اِسکرید
خواهیم اِسکرید
خواهی اِسکرید
خواهید اِسکرید
خواهد اِسکرید
خواهند اِسکرید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بیِسکر
بیِسکرید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نیِسکر
نیِسکرید