بیصدا کردنِ چیزی، مثلِ سخن گفتن یا ترانه در رسانهافزارها، بیصدا کردن، بیآوا کردن؛
آموش (شکلِ دیگر از واژهٔ «خاموش») + ــیدن
۱- ستاکِ حالِ آمُشتن میشود: آموش یا آمُش .(بسنجید با: فرامُشتن —> فراموش یا فرامُش)
۲- واژهٔ خاموش در فارسیِ میانه به صورتِ hāmōš و xāmōš آمده است و واتِ «خ» یا «ه» در آنها غیرِاشتقاقی است.