Logo

صرف فعل آموشیدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
آموشید
ستاک حال
آموش
ستاک وصفی
آموشیده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
آموشَم
آموشیم
آموشی
آموشید
آموشَد
آموشَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می آموشَم
می آموشیم
می آموشی
می آموشید
می آموشَد
می آموشَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
آموشیدم
آموشیدیم
آموشیدی
آموشیدید
آموشید
آموشیدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می آموشیدم
می آموشیدیم
می آموشیدی
می آموشیدید
می آموشید
می آموشیدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
آموشیده‌ام
آموشیده‌ایم
آموشیده‌ای
آموشیده‌اید
آموشیده‌است
آموشیده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می آموشیده‌ام
می آموشیده‌ایم
می آموشیده‌ای
می آموشیده‌اید
می آموشیده‌است
می آموشیده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
آموشیده بودم
آموشیده بودیم
آموشیده بودی
آموشیده بودید
آموشیده بود
آموشیده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
آموشیده بوده‌ام
آموشیده بوده‌ایم
آموشیده بوده‌ای
آموشیده بوده‌اید
آموشیده بوده‌است
آموشیده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می آموشَم
داریم می آموشیم
داری می آموشی
دارید می آموشید
دارد می آموشَد
دارند می آموشَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می آموشیدم
داشتیم می آموشیدیم
داشتی می آموشیدی
داشتید می آموشیدید
داشت می آموشید
داشتند می آموشیدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بیاموشم
‌بیاموشیم
‌بیاموشی
‌بیاموشید
‌بیاموشد
‌بیاموشند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
آموشیده باشم
آموشیده باشیم
آموشیده باشی
آموشیده باشید
آموشیده باشد
آموشیده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم آموشید
خواهیم آموشید
خواهی آموشید
خواهید آموشید
خواهد آموشید
خواهند آموشید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بیاموش
بیاموشید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نیاموش
نیاموشید