Logo

mute

Spider Icon
/ ˈmyüt /
adjective

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آمُش
\ 'â.moš \
صفت
ساخت‌واژه
نکته
آموش
\ 'â.muš \
صفت
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • من دکمهٔ آمُش (بی‌صدا) را فشار دادم تا او نتواند صدای دوستانم را از پشتِ تلفن بشنود.
۲.

mute

/ ˈmyüt /
noun

mute

/ ˈmyüt /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آمُشتن
\ 'â.moš.t.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
آمُشیدن
\ 'â.moš.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
آموشیدن
\ 'â.muš.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • اکنون به‌آسانی می‌توانید در شبکه‌های اجتماعی دوستانتان را بیامُشید (بی‌صدا کنید، بی‌آوا کنید.)
  • او تلویزیون را آمُشت (بی‌صدا کرد) تا نوزاد بتواند بخوابد.
۳.

دیدگاه‌ها