misunderstand
به همرسانی
/ (ˌ)mi-ˌsən-dər-ˈstand /
verb (T)
کژ فهمیدن، بد تعبیر کردن، برداشتِ غلطی کردن از، منظورِ ... را درست نفهمیدن، بد فهمیدن (حرف، عمل و غیره)؛
حرفهای ... را بد تعبیر کردن، از حرفهای ... برداشتِ غلطی کردن، حرفهای ... را نفهمیدن (شخص)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
کژباویدن
\ kaž.bâv.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
کژ
+
باویدن
بروید به: understand .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
گفتم که او را در دانشگاه میبینم، ولی ظاهراً او سخنم را کژباوید (کژ فهمید، بد فهمید) و یکراست رفت به خانهٔ ما.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه