Logo

صرف فعل کژباویدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
کژ باوید
ستاک حال
کژ باو
ستاک وصفی
کژ باویده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
کژ باوَم
کژ باویم
کژ باوی
کژ باوید
کژ باوَد
کژ باوَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
کژ می باوَم
کژ می باویم
کژ می باوی
کژ می باوید
کژ می باوَد
کژ می باوَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
کژ باویدم
کژ باویدیم
کژ باویدی
کژ باویدید
کژ باوید
کژ باویدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
کژ می باویدم
کژ می باویدیم
کژ می باویدی
کژ می باویدید
کژ می باوید
کژ می باویدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
کژ باویده‌ام
کژ باویده‌ایم
کژ باویده‌ای
کژ باویده‌اید
کژ باویده‌است
کژ باویده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
کژ می باویده‌ام
کژ می باویده‌ایم
کژ می باویده‌ای
کژ می باویده‌اید
کژ می باویده‌است
کژ می باویده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
کژ باویده بودم
کژ باویده بودیم
کژ باویده بودی
کژ باویده بودید
کژ باویده بود
کژ باویده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
کژ باویده بوده‌ام
کژ باویده بوده‌ایم
کژ باویده بوده‌ای
کژ باویده بوده‌اید
کژ باویده بوده‌است
کژ باویده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم کژ می باوَم
داریم کژ می باویم
داری کژ می باوی
دارید کژ می باوید
دارد کژ می باوَد
دارند کژ می باوَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم کژ می باویدم
داشتیم کژ می باویدیم
داشتی کژ می باویدی
داشتید کژ می باویدید
داشت کژ می باوید
داشتند کژ می باویدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
کژ ‌بباوم
کژ ‌بباویم
کژ ‌بباوی
کژ ‌بباوید
کژ ‌بباود
کژ ‌بباوند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
کژ باویده باشم
کژ باویده باشیم
کژ باویده باشی
کژ باویده باشید
کژ باویده باشد
کژ باویده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
کژ خواهم باوید
کژ خواهیم باوید
کژ خواهی باوید
کژ خواهید باوید
کژ خواهد باوید
کژ خواهند باوید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
کژ بباو
کژ بباوید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
کژ نباو
کژ نباوید