Logo

صرف فعل اِناژیدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
اِناژید
ستاک حال
اِناژ
ستاک وصفی
اِناژیده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
اِناژَم
اِناژیم
اِناژی
اِناژید
اِناژَد
اِناژَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می اِناژَم
می اِناژیم
می اِناژی
می اِناژید
می اِناژَد
می اِناژَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
اِناژیدم
اِناژیدیم
اِناژیدی
اِناژیدید
اِناژید
اِناژیدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می اِناژیدم
می اِناژیدیم
می اِناژیدی
می اِناژیدید
می اِناژید
می اِناژیدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
اِناژیده‌ام
اِناژیده‌ایم
اِناژیده‌ای
اِناژیده‌اید
اِناژیده‌است
اِناژیده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می اِناژیده‌ام
می اِناژیده‌ایم
می اِناژیده‌ای
می اِناژیده‌اید
می اِناژیده‌است
می اِناژیده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
اِناژیده بودم
اِناژیده بودیم
اِناژیده بودی
اِناژیده بودید
اِناژیده بود
اِناژیده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
اِناژیده بوده‌ام
اِناژیده بوده‌ایم
اِناژیده بوده‌ای
اِناژیده بوده‌اید
اِناژیده بوده‌است
اِناژیده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می اِناژَم
داریم می اِناژیم
داری می اِناژی
دارید می اِناژید
دارد می اِناژَد
دارند می اِناژَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می اِناژیدم
داشتیم می اِناژیدیم
داشتی می اِناژیدی
داشتید می اِناژیدید
داشت می اِناژید
داشتند می اِناژیدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بیِناژم
‌بیِناژیم
‌بیِناژی
‌بیِناژید
‌بیِناژد
‌بیِناژند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
اِناژیده باشم
اِناژیده باشیم
اِناژیده باشی
اِناژیده باشید
اِناژیده باشد
اِناژیده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم اِناژید
خواهیم اِناژید
خواهی اِناژید
خواهید اِناژید
خواهد اِناژید
خواهند اِناژید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بیِناژ
بیِناژید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نیِناژ
نیِناژید