Logo

صرف فعل آشاییدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
آشایید
ستاک حال
آشای
ستاک وصفی
آشاییده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
آشایَم
آشاییم
آشایی
آشایید
آشایَد
آشایَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می آشایَم
می آشاییم
می آشایی
می آشایید
می آشایَد
می آشایَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
آشاییدم
آشاییدیم
آشاییدی
آشاییدید
آشایید
آشاییدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می آشاییدم
می آشاییدیم
می آشاییدی
می آشاییدید
می آشایید
می آشاییدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
آشاییده‌ام
آشاییده‌ایم
آشاییده‌ای
آشاییده‌اید
آشاییده‌است
آشاییده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می آشاییده‌ام
می آشاییده‌ایم
می آشاییده‌ای
می آشاییده‌اید
می آشاییده‌است
می آشاییده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
آشاییده بودم
آشاییده بودیم
آشاییده بودی
آشاییده بودید
آشاییده بود
آشاییده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
آشاییده بوده‌ام
آشاییده بوده‌ایم
آشاییده بوده‌ای
آشاییده بوده‌اید
آشاییده بوده‌است
آشاییده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می آشایَم
داریم می آشاییم
داری می آشایی
دارید می آشایید
دارد می آشایَد
دارند می آشایَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می آشاییدم
داشتیم می آشاییدیم
داشتی می آشاییدی
داشتید می آشاییدید
داشت می آشایید
داشتند می آشاییدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بیاشایم
‌بیاشاییم
‌بیاشایی
‌بیاشایید
‌بیاشاید
‌بیاشایند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
آشاییده باشم
آشاییده باشیم
آشاییده باشی
آشاییده باشید
آشاییده باشد
آشاییده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم آشایید
خواهیم آشایید
خواهی آشایید
خواهید آشایید
خواهد آشایید
خواهند آشایید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بیاشای
بیاشایید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نیاشای
نیاشایید