gaff
به همرسانی
/ ˈgaf /
noun
نیزه یا چنگکِ ماهیگیری؛
میلهٔ مایلِ دکل (دریانوردی)؛
چنگکِ قصابی؛
رفتارِ خشن؛
فریب، گولزنی، حقه، کلک؛
نمایشِ تئاتر یا کنسرتِ موسیقیِ ارزان (بریتانیا)
این واژه گاهی به معنای
gaffe
هم به کار میرود.
gaff
/ ˈgaf /
verb (T)
گول زدن، فریب دادن، حقه زدن، کلک زدن؛
چیزی را برای فریب آماده کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه