abstract
به همرسانی
/ ab-ˈstrakt /
adjective
انتزاعی، مجرد، برآهیخته، لمسنشدنی؛
کلی، عام، فراگیر، نظری؛
آرمانی، مطلق، خیالی؛
مبهم، بغرنج
abstract
/ ˈab-ˌstrakt /
noun
نقاشیِ آبستره، اثرِ آبستره؛
چکیده، خلاصه، کوتاهشده؛
آنچه انتزاعی است، فکرِ مجرد
abstract
/ ab-ˈstrakt /
verb (T)
در نظر گرفتنِ چیزی از دیدگاهی عام پس از بررسیِ جزئیات،
تجرید کردن، انتزاع کردن؛
استخراج کردن، جدا کردن؛
خلاصه کردن، فشرده کردن، چکیده کردن؛
خود را کنار کشیدن، دوری جستن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه