abroad
به همرسانی
/ ə-ˈbrȯd /
adverb
در کشوری خارجی، در خارج، در قارهای دیگر، بیرون از کشور، خارج، بیرون؛
در میانِ مردم، بر سرِ زبانها، همهجا، اینورآنور
abroad
/ ə-ˈbrȯd /
adjective
خارجی، برونکشوری، موجود در قارهای دیگر
مثال: markets abroad (بازارهای خارجی)
abroad
/ ə-ˈbrȯd /
noun
کشوری خارجی که در آن زندگی میکنیم یا به آن سفر میکنیم،
یک کشورِ خارجی، یک کشورِ دیگر
دیدگاهها
ثبت دیدگاه