Logo

preaccuse

Spider Icon
/ ˌpri-ə-ˈkyüz /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

پیش‌آتامیدن
\ piš.â.tâm.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او تلاش کرد پیش از آنکه مدرکی پدید آید، رقیبش را پیش‌آتامَد (پیشاپیش متهم کند.)
  • آن مقاله به‌نظر می‌رسید که شرکت را به تقلب پیش‌می‌آتامَد (از پیش متهم می‌کند.)
۳.

دیدگاه‌ها