accusable
به همرسانی
/ ə-ˈkyüzə-bəl /
adjective
قابلِ اتهام زدن از دیدگاهِ قانون، قابلِ سرزنش، قابلِ متهم شدن،
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آتامیدنی
\ 'â.tâm.id.an.i \
صفت
ساختواژه
آ
تام
ید
+ ــَـ
ن
+ ــ
ی
بروید به: accuse .
نکته
آتامشو
\ 'â.tâm.šo(w) \
صفت
ساختواژه
آ
تام
+
شو
بروید به: accuse .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
رفتارهای او آشکارا آتامیدنی (درخورِ اتهام) طبق قانون بودند.
هر اشتباهی آتامشو (قابلِ اتهامزده شدن) نیست.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه