accusal
به همرسانی
/ ə-ˈkyü-zəl /
noun
اتهام، تهمت، بهتان، ادعانامه، اتهام زدن، کیفرخواست، شکایت، متهم شدن، افترا، بهتان، سرزنش، اتهامبست
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آتام
\ 'â.tâm \
اسم
ساختواژه
آ
تام
بروید به: accuse .
نکته
آتامه
\ 'â.tâm.e \
اسم
ساختواژه
آ
تام
+ ــِـ
ه
بروید به accuse .
نکته
آتامش
\ 'â.tâm.eš \
اسم
ساختواژه
آ
تام
+ ــِـ
ش
بروید به accuse .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
آن آتامه بر پایهٔ مدرکهای سست و بیپایهای بود.
او آن آتام را بهکلی رد کرد.
او از همهٔ آتامههایی که بر وی وارد شده بود تبرئه شد، و به زندگیِ عادیِ خود برگشت.
آتامشِ (اتهام زدن به) افراد بیگناه میتواند زندگیها را نابود کند.
آتامِش (اتهامزدن) به افراد بیگناه میتواند زندگیها را نابود کند.
آتامشِ (اتهامزدنِ) علنی بدونِ مدرک غیرمسئولانه است.
۷.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه