نوواژه(ها)ی پیشنهادی
صفت
ساختواژه
آتامید + ــِـه
بروید به: accuse .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
- وقتی آتامیده به قتل (متهم به قتل) واردِ دادگاه شد، چند لنگه کفش از میانِ جمعیت به سوی او پرتاب شد.
- آتامیده (متهم) تا پایانِ دادگاه سکوت کرد.
- هیئت منصفه آتامیده (متهم) را گناهکار تشخیص داد.
- وکیل از جانبِ آتامیده (متهم) سخن گفت.