Logo

accusation

Spider Icon
/ ˌa-kyə-ˈzā-shən /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آتام
\ 'â.tâm \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
آتامه
\ 'â.tâm.e \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
آتامش
\ 'â.tâm.eš \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • آمار و گزارش‌های خبری نشان می‌دهد که آتامهٔ (اتهامِ) نژادپرستی به ترامپ چندان هم بی‌اساس نیست.
  • او آتامی (اتهامی) جدی علیه همکارش مطرح کرد.
  • آن آتامه (اتهام) نادرست از آب درآمد.
  • او همهٔ آتامه‌ها (اتهام‌ها) را انکار کرد.
  • آتامشِ (اتهام‌زدنِ) شاهد ناگهانی و غیرمنتظره بود.
  • آتامِشِ (اتهام‌زدنِ) بدونِ مدرک ناعادلانه است.
  • او از آتامشِ (اتهام‌زدن) به دوستش پشیمان شد.
۸.

دیدگاه‌ها