hated
به همرسانی
adjective
منفور
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بَداسته
\ bad.âs.t.e \
صفت
ساختواژه
بَداست
+
ــِـه
بروید به: hate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او بَداستهترین (منفورترین) چهرهٔ روزنامهنگاری در سراسرِ اروپا بود.
هر چه بیشتر بر مردم چیره شوند بداستهتر (منفورتر) میشوند.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه