misunderstander
به همرسانی
/ (ˌ)mi-ˌsən-dər-ˈstand-ər /
noun
کژفهمنده، دچارِ سوءِتفاهمشده
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
کژباونده
\ kaž.bav.and.e \
اسم ، صفت
ساختواژه
کژ
+
باو
+ ــَـ
نده
بروید به: understand .
نکته
کژباوِشگر
\ kaž.bav.eš.gar \
اسم ، صفت
ساختواژه
کژ
+
باو
+
ــِـش
+
ــگر
بروید به: understand .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او یک کژباوندهٔ تمامعیار نسبت به سخنانِ مردم بود و همواره در برقراریِ ارتباط با دوستانش دچارِ تنش میشد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه