understandingly
به همرسانی
/ ˌən-dər-ˈstan-diŋ-lē /
adverb
فهیمانه، از سرِ فهم، خردمندانه
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باوانه
\ bav.ân.e \
قید
ساختواژه
باو
+
ــانه
بروید به: understand .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او باوانه (با درک و همدلی) به حرفهایم گوش داد و مرا داوری نکرد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه