phase out
به همرسانی
/ ˈfāz-ˌau̇t /
verb (T)
قطع کردنِ تدریجی یا مرحلهبهمرحله، کنار گذاشتنِ مرحلهبهمرحله
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
برونباستن
\ borun.bâs.t.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
برون
+
باستن
بروید به: phase .
نکته
صرف فعل
برونباسیدن
\ borun.bâs.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
برون
+
باسیدن
بروید به: phase .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
دولت قصد دارد نیروی برقِ زغالسنگی را بهتدریج برونباسَد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه