phaseless
به همرسانی
/ ˈfāz-lə̇s /
adjective
بیفاز
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بیباس
\ bi.bâs \
صفت
ساختواژه
بی
+
باس
بروید به: phase .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او به گونهای مالیخولیا با بدخلقیِ پیوسته و بیباس (بیفاز) دچار شده بود.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه