miscoin
به همرسانی
/ ˌmis-ˈkȯin /
verb (T)
واژه یا اصطلاحی را نادرست یا نامناسب ساختن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
کژنِپاشتن
\ kaž.ne.pâš.t.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
کژ
+
نِپاشتن
بروید به: coin .
نکته
صرف فعل
کژنِپاریدن
\ kaž.ne.pâr.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
کژ
+
نِپاریدن
بروید به: coin .
نکته
صرف فعل
بدنِپاشتن
\ bad.ne.pâš.t.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
بد
+
نِپاشتن
بروید به: coin .
نکته
صرف فعل
بدنِپاریدن
\ bad.ne.pâr.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
بد
+
نِپاریدن
بروید به: coin .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
او واژهای را کژنِپاشت که بعدها موجب سردرگمیِ نویسندگان شد.
مترجم آن فنواژه را بدنپاریده بود (نامناسب وضع کرده بود.)
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه