unshaped
به همرسانی
/ ˌən-ˈshāpt /
adjective
شکلنگرفته، بیصورتِمعین
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
واتَشالیده
\ vâ.taš.âl.id.e \
صفت
ساختواژه
وا
+
تَشالید
+
ــِـه
بروید به: shape .
نکته
ناتَشالیده
\ nâ.taš.âl.id.e \
صفت
ساختواژه
نا
+
تَشالید
+
ــِـه
بروید به: shape .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
هنرمند کار را با تودهای ناتَشالیده ( شکلنگرفته) از گِل آغاز کرد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه