repartition
به همرسانی
/ ˌrē-ˌpär-ˈti-shən /
verb (T)
دوباره پارتیشنبندی کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازپاراشتن
\ bâz.pâr.âš.t.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز
+
پاراشت
+
ــَـن
بروید به: partition .
نکته
بازپارالیدن
\ bâz.pâr.âl.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز
+
پارالید
+
ــَـن
بروید به: partition .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
با راهنماییِ او دیسکِ سختِ رایانهام را بازپاراشتم ( دوباره پارتیشنبندی کردم.)
۲.
ثبت مثال
repartition
/ ˌre-ˌpär-ˈti-shən // ˌrē /
noun
تجزیهٔ دوباره
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازپارالِش
\ bâz.pâr.âl.eš \
اسم
ساختواژه
باز
+
پارال
+
ــِـش
بروید به: partition .
نکته
بازپاراشت
\ bâz.pâr.âš.t \
اسم
ساختواژه
باز
+
پاراشت
بروید به: partition .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
هیچ تضمینی نیست که بازپارالِشِ (تجزیهٔ دوبارهٔ) بریتانیا اتفاق نیفتد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه