نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازپالافتن
\ bâz.pâlâ.(â)f.t.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز +
پالافتنبروید به: filter .
نکته
بازپالاویدن
\ bâz.pâlâ.(â)v.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز +
پالاویدنبروید به: filter .
نکته
بازپالابیدن
\ bâz.pâlâ.(â)b.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز +
پالابیدنبروید به: filter .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
- پالابهٔ اولِ محلول کدر بود، بنابراین ناچار شدم آن را بازپالاوَم (دوباره فیلتر کنم.)