objectivize
به همرسانی
/ əbˈjektə̇ˌvīz // äb /
verb (T)
عینی یا شیءانگارانه تفسیر کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفژَناستن
\ af.žan.âs.t.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
اَفژَن
+
ــاست
+
ــَـن
بروید به: objectify .
نکته
اَفژَناییدن
\ af.žan.ây.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
اَفژَن
+
ــای
+
ــیدن
بروید به: objectify .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
فیلسوف در مرحلهٔ نخستِ ژرفاندیشیاش تجربههای ذهنیِ خود را میاَفژناست (عینیتبخشی میکرد.)
بررسیهای آماری به ما کمک کرد تا جهانِ پیرامون را بیَفژَناییم ( تفسیرِ عینی کنیم.)
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه