objectified
به همرسانی
adjective
موضوعِ شناختکرده؛
شیءانگاری
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفژَسته
\ af.žas.t.e \
صفت
ساختواژه
اَفژَست
+
ــِـه
بروید به: objectify .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
جهانِ اَفژَسته در نگاهِ انسان هرگز از دستکاریهای او در امان نخواهد بود.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه