چیزی را شیء (ابژه) در نظر گرفتن؛
یک مفهوم را شیءگونه یا ذاتمند یا مادی وصف کردن؛
چیزی را موضوعِ شناخت قرار دادن؛
عینیت دادن
اَف ( پیشوند، به معنای «دور، بیرون، بالا») + ژَن (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -kan به معنای «نهادن، گذاشتن») + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
ستاکِ حالِ اَفژَستن میشود: اَفژَن .( بسنجید با شکستن —> شکن .)