titrand
به همرسانی
noun
مادهٔ موردِ آزمایشِ تیتراسیون
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفزامین
\ afzâ.m.in \
اسم
ساختواژه
اَفزا
م
+
ــین
بروید به: titrate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
دانشمند اَفزامین را بهآرامی در یک ارلن ریخت.
غلظتِ اَفزامین ناشناخته بود.
اَفزامین بهطور کامل با اَفزامان واکنش داد.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه