titrated
به همرسانی
adjective
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفزاموده
\ afzâ.mu.d.e \
صفت
ساختواژه
اَفزامود
+
ــِـه
بروید به: titrate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
محلولِ اَفزاموده (تیتراسیونشده) شفاف و بیرنگ بود.
نمونهٔ اَفزاموده برای تحلیلهای بعدی نگهداری شد.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه