objecting
به همرسانی
/ ˈäb-jikt-iŋ // (ˌ)jekt /
noun
اعتراض
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفرایِش
\ af.rây.eš \
اسم
ساختواژه
اَفرای
+
ــِـش
بروید به: object .
نکته
اَفرایه
\ af.rây.e \
اسم
ساختواژه
اَفرای
+
ــِـه
بروید به: object .
نکته
اَفراست
\ af.râs.t \
اسم
ساختواژه
اَفراست
بروید به: object .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
این فریادِ اَفراستِ (اعتراضِ) متهم بود که شنیده میشد، همو که پنج سال زندان برایش بریده بودند، فقط برای دزدیدنِ چند گِرده نان!
اَفرایشِ (اعتراضِ) او به برنامهٔ کاریِ شرکت بر دادههای نادرستی بنا شده بود.
هرگونه اَفرایش (اعتراض) به اصلاحیهٔ پیشنهادی باید پیش از پایانِ مهلت بهصورت کتبی ارائه شود.
۴.
ثبت مثال
objecting
/ ˈäb-jikt-iŋ // (ˌ)jekt /
adjective
معترض، اعتراضکننده
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفراینده
\ af.rây.and.e \
صفت
ساختواژه
اَفرای
+
ــَـنده
بروید به: object .
نکته
اَفراگر
\ af.râ.gar \
صفت
ساختواژه
اَفرا
+
ــگر
بروید به: object .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
وکیلِ اَفراینده (معترض، اعتراضکننده) درخواست کرد با دادگاه سخن بگوید.
اعضای اَفراگر (معترض) به آن پیشنهاد رأی مخالف دادند.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه