hierarchist
به همرسانی
/ ˈhī-ə-ˌrärk-ist /
noun
سلسلهمراتبگرا، طرفدارِ سلسلهمراتب، پایگانگرا
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفراژگرا
\ af.râž.garâ \
اسم
ساختواژه
اَفراژ
+
ــگرا
بروید به: hierarchize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او که یک اَفراژگرا (سلسلهمراتبگرا) بود، باور داشت هر نهادی باید زنجیرهای روشن از اختیار و فرماندهی داشته باشد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه