saved
به همرسانی
/ ˈsāvd /
adjective
نجاتیافته، ذخیرهشده، نگهداشته شده، حفظشده
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفداخته
\ af.dâx.t.e \
صفت
ساختواژه
اَفداخت
+
ــِـه
بروید به: save .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
کودکِ اَفداخته (نجاتیافته) به گروه امداد لبخند زد.
بذرهای اَفداخته (نگهداشتهشده، حفظشده، ذخیرهشده، اندوخته) در بهارِ سال بعد کاشته شدند.
پولِ اَفداخته (اندوخته، پساندازشده، صرفهجوییشده) برای خرید یک لپتاپ نو استفاده شد.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه