failingly
به همرسانی
/ ˈfā-liŋ-lē /
adverb
بهگونهای که به نتیجهٔ مطلوب نرسد؛
بهطور ناموفق، با شکست
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسکرانه
\ eskar.ân.e \
قید
ساختواژه
اِسکر
+
ــانه
بروید به: fail .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او به پرسشها اِسکرانه (ضعفنمایانه) پاسخ داد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه