defeatedly
به همرسانی
/ di-ˈfē-təd-lē // -dē- /
adverb
با حالتی شکستخورده
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِستافتهوار
\ estâf.t.e.vâr \
قید
ساختواژه
اِستافت
+
ــِـه
+
ــوار
بروید به: defeat .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او اِستافتهوار (با حالتی مغلوب، نومیدانه) آهی کشید و لپتاپ را بست.
«گمان میکنم دیگر کاری از دستمان برنمیآید»، او اِستافتهوار (نومیدانه) گفت.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه