scavengingly
به همرسانی
/ ˈska-vənj-iŋ-lē // vinj /
adverb
بهشیوهٔ جمعآوری از چیزهای دورریخته یا باقیمانده،
با جستوجو و جمعآوریِ هر چیزِ بهدردبخور؛
با لاشهخواری؛
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسپالانه
\ es.pâl.ân.e \
قید
ساختواژه
اِسپال
+
ــانه
بروید به: scavenge .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
پرندگان پس از توفان، در امتدادِ ساحل اِسپالانه (بهشیوهٔ جستجو و لاشهخواری) تغذیه میکردند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه