scavenging
به همرسانی
/ ˈska-vənj-iŋ // vinj /
noun
جستجو و یافتنِ چیزهای بهدردبخورِ از میانِ چیزهای بهدردنخور،
جستجو و چیزیابی از،
جستجو و برداشت؛
جمعآوری یا خوردنِ چیزهای باقیمانده و دورریختهشده؛
گیراندازی و زدودنِ یک مادهٔ ناخواسته از محیط
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسپالِش
\ es.pâl.eš \
اسم
ساختواژه
اِسپال
+
ــِـش
بروید به: scavenge .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او برای اِسپالِشِ (جستجو و یافتنِ چیزهای بهدردبخورِ ) زبالهها به هر کودکی پنجاه روپیه میداد.
او روزها سرایدارِ یک ساختمان بود و شبها به اِسپالِشِ (جستجو و چیزیابی از) زبالهها مشغول میشد تا بتواند شکمِ خود و خانوادهاش را سیر کند.
میتوان برای اِسپالشِ (جستجو و برداشتِ) اُزُن از مولکولهای کلرین هم استفاده کرد.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه