reexperience
به همرسانی
/ (ˌ)rē-ik-ˈspir-ē-ən(t)s /
verb (T)
دوباره تجربه کردن؛ از نو تجربه کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازاِسبَرزیدن
\ bâz.es.barz.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز
+
اِسبَرزید
+
ــَـن
بروید به: experience .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
بسیاری از بازماندگانِ آسیبهای روانی، آن رویداد را در کابوسهای زنده بازمیاِسبَرزند (دوباره تجربه میکنند.)
۲.
ثبت مثال
reexperience
/ (ˌ)rē-ik-ˈspir-ē-ən(t)s /
noun
تجربهٔ دوباره
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازاِسبَرزی
\ bâz.es.barz.i \
اسم
ساختواژه
باز
+
اِسبَرز
+
ــی
بروید به:experience .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
این درمان میکوشد فراوانیِ بازاِسبرزیهایِ (بازتجربههای) آسیبزا را کاهش دهد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه